|
زندگی قافیه ی باران است...!
|

پیامبر جوان
زمین به زمین ُ
آسمان به آسمان
می گردد تا به معجزه ی نگاه ،
جهان را با ریگی آشنا کند !
ریگی ساده
که در حاشیه ی هر رودخانه ی ساده تری یافت می شود !
+ معدلم شد ۲۴ / ۱۹ :(
تماشا کن و نبین !
درک کن و نخند !
منتظر باش و اشک نریز !
این است ملودی زلال و باشکوه جیرجیرک ها ،
که هم راهِ پر کلاغ ها ،
از این سو به آن سو پیوسته در پرواز است !
" حسین پناهی "
از زیر سنگ هم شده پیدایم کن!
دارم کم کم این فیلم را باور می کنم
و این سیاهی لشکر عظیم
عجیب خوب بازی می کنند.
در خیابان ها
کافه ها
کوچه ها
هی جا عوض می کنند و
همین که سر برگردانم
صحنه ی بعدی را آماده کرده اند
از لابلای فصل های نمایش
بیرونم بکش
برفی بر پیراهنم نشانده اند
که آب نمی شود
از کلماتی چون خورشید هم استفاده کردم
نشد!
و این آدم برفیِ درون
که هی اسکلت صدایش می کنند
عمق زمستان است در من
..
اصلا
از عمق تاریک صحنه پیدایم کن!
از پروژکتورهای روز و شب
از سکانس های تکراری زمین، خسته ام!
دریا را تا می کنم
می گذارم زیر سرم
زل می زنم
به مقوای سیاه چسبیده به آسمان
و با نوار جیرجیرک به خواب می روم
نوار را که برگردانند
خروس می خواند.
..
از توی کمد هم شده پیدایم کن!
می ترسم چاقویی در پهلویم فرو کنند
یا گلوله ای در سرم شلیک
و بعد بگویند:
" خُب،
نقشت این بود"
+ آهنگ وبمو دوس دآرم! :دی

اینجا همه هر لحظه می پرسند :
« حالت چطور است ؟ »
اما کسی یک بار
از من نپرسید :
« بالت ... »
+ پ.ن : امروز فیزیک استانی داشتیم... خیلی سخت بود... نامردا ...
اگر تو نبودی عشق نبود
همین طور
اصراری برای زندگی
اگر تو نبودی
زمین یک زیر سیگاری گلی بود
جایی
برای خاموش کردن بی حوصلگی ها
اگر تو نبودی
من کاملاً بیکار بودم
هیچ کاری در این دنیا ندارم
جز دوست داشتن تو
+ پ.ن :زبان فارسی کشوری داشتم خوب بود !